خرید بک لینک
دو سه شب پیش با سه فریاد و یک فریادِ بلندتر از خواب پریدم. فریاد ها را یادم است. حتی آن سه تای ماقبلِ بیداری را. حتی دیدم، در خواب دیدم و حس کردم ماما و سارینا را توی راهرو که شنیده اند صدایم را و ترسیده اند. فریادِ آخر، بیداری بود و جَستن سمتِ آن دو. بیداری بود و زدوده شدنِ خاطر از رویا/کابوس. مح

برچسب: نویسنده: باربد محبی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:02

این مطلب درباره ی مجموعه قصه ای از امین فقیری در دو ماهنامه ی علمی دانشجویی ادبیات/ دانشگاه شیراز/ سال چهاردهم؛ شماره بیست و پنجم/ اسفند 1395 -به همت و سردبیریِ محمدحسین توفیق زاده- منتشر شده است. آمده تا اندوهش را قسمت کند: امین فقیری بیشترِ قصه ها را حوالی سال های شصت دو و شصت و سه نوشته است. س

برچسب: نویسنده: باربد محبی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:02

ما تقریبا هیچ وقت شبیه خودمان نیستیم. خولیو رامون ریبیرو از بین رفتن مرز بین خواب و بیداری نوعی اختلال محسوب می شود. در ادبیات اما، نویسنده اگر قابل و دانا باشد، محوِ مرزها و جا به جایی خط کشی ها، ترفندی است که جواب می دهد. مهم ترین تفسیرها از ماهیتِ جستجوگران دره ی نیستی را می شود لا به لای خو

برچسب: نویسنده: باربد محبی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:02

لئوناردو کوهن، چند روز پیش از مرگ نا به هنگامش، ذوق زده از خبرِ شنیدنِ اهدای نوبل به باب دیلن گفته بود: به نظر من دادن جایزه ی نوبل به دیلن، مثل آویختن یک مدال روی اورست به خاطر بلند قد ترین بودن است. تصمیمِ تازه ی باب دیلن برای رفتن به استکهلم، بهانه ای شد تا برگردم به چند ماهِ پیش. درستِ مثل

برچسب: نویسنده: باربد محبی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:02

صفحه بندی